لباس عروس

آینه شمعدون تمام تلاشش را می‌کند که تمام کارهایی باید برای عروسی بکنید را برای شما راحت و ساده کند تا روز عروسی فقط به فکر شادی و جشن باشید و استرس هزار کار نکرده‌تان را نداشته باشید، برای همین است که سعی می‌کنیم راجع به همه‌چیز برای عروس‌ها بنویسیم و همه‌ی نکته‌ها را با شماها مرور کنیم. اما بیشتر وقت ها بهتر است که از نزدیک با مراحل عروسی آشنا باشیم و تجربه کسب کنیم، و از آنجایی که هرکسی تقریبا یک بار عروس می‌شود، بهترین راه برای آشنایی با کارهایی که باید برای عروسی انجام بدهید گوش دادن به تجربه عروس است که قبل از شما این کارها را انجام داده اند.

به همین دلیل ما در آینه شمعدون با عروس ‌هایی که می‌خواهند از تجربه‌ و داستان ازدواج‌شان با ما حرف بزنند صحبت کرده ایم و قرار گذاشته‌ایم که هر چند وقت یک‌بار با یک عروس صحبت کنیم و از او سوال‌هایی که در ذهن اکثر شماها هست را بپرسیم. تازه عروسی که این هفته برای داستان ازدواج با او حرف زدیم سارا است که فروردین سال ۹۷ جشن عروسی‌اش را برگزار کرده، صحبت‌هایمان را در ادامه بخوانید.


سلام سارا، اول برای ما از داستان آشنایی تو و همسرت بگو

سلام، من و همسرم همکار بودیم، من مدیر مالی شرکت بودم و او مدیر فروش، چند بار با همکاران بیرون رفتیم و بعد از رفتارهایش فهمیدم که از من خوشش آمده، من هم کم کم به او علاقه‌مند شدم.

چه سالی نامزد شدید؟ و چقدر بعد عقد کردید؟
حدوداَ یک سال و نیم بعد از آشنایی مراسم خواستگاری بود، حدوداَ شش ماه نامزد بودیم و بعد در اردیبهشت ۹۶ عقد کردیم.

جشن نامزدی یا جشن عقد داشتید؟ از جزئیات مراسم خواستگاری، بله برون و نامزدی بیشتر بگو.
راستش یادم نمی‌آید که برای مراسم خواستگاری چه لباسی پوشیدم یا چه اتفاقاتی افتاد، اما برای مراسم بله برون یک پارچه حریر سفید برای بلوز و یک پارچه کرم با گلهای قرمز برای دامن داشتم که یکی از خاله‌هایم برایم دوخت، روز بله برون خیلی استرس داشتم، موهایم را خودم در خانه بابلیس کشیده بودم اما انقدر جنب و جوش کرده بودم که تمام فرهایش باز شده بود و یک ساعت قبل از رسیدن مهمان‌ها لباسم را که پوشیدم متوجه شدم که کمر دامن خیلی برای من گشاد است و استرسم دوبرابر شد. خلاصه که اصلا از ظاهرم راضی نبودم ولی بعد از اینکه همسرم آمد و دیدم یک سبد گل خیلی خیلی بزرگ آورده خوشحال شدم و استرس رفع شد. برای بله برون فقط خانواده خودم و پدر و مادر همسرم بودند و تعداد مهمان ها کم بود همه چیز خوب پیش رفت.
از آنجایی که برای مراسم بله برون جشن نگرفتیم تصمیم گرفتیم برای عقدمان جشن بگیریم، عقدمان را در یکی از محضرخانه‌های مرکز شهر رسمی کردیم، و بعد یک جشن هشتاد نفره در خانه‌ی یکی از اقواممان گرفتیم.


عکاس برای عقدت داشتی؟لباس نامزدی‌ات را از کجا گرفتی؟چه آرایشگاهی رفتی؟

کار عکاسی عقدمان را خواهرم انجام داد اما به نظرم باید این کار را به یک آتلیه و عکاس دیگر می‌سپردم،چون که اینطوری هم خواهر نتوانست از مهمانی لذت ببرد و هم من نتوانستم از همه‌ی لحظات عکس داشته باشم.
لباس نامزدی‌ام را از پاساژ عقیق در امام‌زاده حسن گرفتم، تنوع مدل‌های لباس نامزدی در آنجا زیاد است و هر فروشگاهی معمولاَ یک خیاط مزون دوز دارد که می‌تواند هر تغییری که می‌خواهید را در مدل انتخابی‌تان بدهد.
برای آرایشگاه نامزدی هم به سالن وسمه در یوسف آباد رفتم که خیلی از آرایش و مدل موهایم راضی بودم و برای عروسی هم به همان آرایشگاه رفتم.


برای پذیرایی و تشریفات جشن نامزدی چه کردید؟
جشن نامزدی من تشریفات نداشت، خودمان میز و صندلی اجاره کردیم، به یک رستوران سفارش چند نوع غذا دادیم و میوه و شیرینی را هم جدا خودمان خریدیم، روز جشن هم چند نفر را برای پذیرایی استخدام کردیم. کلا هزینه‌های جشن نامزدی من حدود سه میلیون شد. و چیزی که روز نامزدی بیشتر خوشحالم می‌کرد این بود که تعداد مهمان‌ها کم بود و فقط افرادی که با آن‌ها نزدیک بودیم را دعوت کردیم و واقعا به همه خوش گذشت.


خب از نامزدی بگذریم،چقدر بعد از عقدتان برنامه ریزی برای عروسی را شروع کردی؟
من حدود سه ماه قبل از عروسی به فکر انجام دادن کارهای عروسی و خرید جهیزیه افتادم،اما به نظرم باید قبل تر از این برای برنامه ریزی اقدام کرد. برای جهیزیه کار زیادی نداشتم، چون که همسرم از قبل خیلی از وسایل را داشت، فقط با هم به دنبال خانه رفتیم و بعضی وسایل که همسرم نداشت را با همراهی همسرم و مادرم خریدیم.


توصیه ای در مورد خرید جهیزیه برای عروس‌های آینه شمعدون داری؟
الان که قیمت‌ها خیلی بالا رفته به خانواده‌ها برای خرید جهیزیه خیلی فشار می‌آید، به نظرم بهتر است از خیلی قبل تر پس انداز کنید یا وسایلی که می‌دانید به مرور زمان خراب نمی‌شوند و از مد نمی‌افتند را کم کم بخرید تا خودتان و خانواده‌تان کم‌تر اذیت بشوید.

بودجه عروسی‌تان چقدر بود؟
ما از قبل بودجه ای برای عروسی‌مان تعیین نکردیم، اما کل مخارج عروسی ما حدود سی و شش میلیون شد. که البته اکثر اطرافیان‌مان باور نمی‌کردند و می‌گفتند عروسی‌تان خیلی مجلل است.


اولین کاری که برای عروسی‌تان انجام دادید چه بود؟
اولین کاری که ما انجام دادیم بستن قرارداد با تشریفات عروسی بود، و به نظر من همه‌ی عروس‌ها قبل از هر کاری با تشریفات قرارداد ببندند، چون که تشریفات عروسی بخش‌های اساسی و بزرگ عروسی را انجام می‌دهد و خیال آدم از خیلی چیزها راحت می‌شود. تشریفات عروسی ما اورانوس بود، یکی از دوستانمان معرفی کرده بود و بعد از ما یکی دیگر از آشناهایمان هم با همین تشریفات کار کرد. منوی انتخابی ما ۱۶۰ هزار تومان برای هر مهمان بود و تقریباَ از همه چیز راضی بودیم. قراردادمان با تشریفات شامل انواع گل‌آرایی‌ها،آتش بازی،تزیین ماشین عروس و دسته گل عروس بود و برای همین بعد از بستن قرارداد با تشریفات خیلی از کارهایمان خود به خود انجام شد.


تالار عروسی‌تان کجا بود؟
وقتی که با تشریفات‌مان قرارداد بستیم ، برنامه‌ریز عروسی‌مان که از طرف خود تشریفات اورانوس دنبال کارهایمان بود چند تالار به ما معرفی کرد، ما هم رفتیم و با توجه به سلیقه و بودجه‌مان باغ تالار رزا را انتخاب کردیم. چیزی که بیشتر از همه در مورد باغ تالار رزا دوست داشتیم جایگاه سفره عقد بود که در حیاط و تقریبا روی یک حوض آب قرار داشت. فضای بیرون تالار خیلی شیک و دوست داشتنی بود و فضای داخلی هم تمییز و شیک بود، رختکن قبل از سالن قرار داشت و مهمان ها میتوانستند اول خودشان را مرتب کنند و بعد وارد سالن بشوند و سفره خانه سنتی برای مهمان هایی که زیاد جشن را دوست نداشتند هم داشت. ما دوازدهم فروردین عروسی کردیم و ورودی باغ برای ۱۵۰ نفر شد ۵ میلیون تومان .به طور کلی چیز بدی از تالار رزا ندیدیم.


برای آتلیه عکاسی کجا رفتید؟
من از خیلی قبل تر از نامزدی با کار استودیو عکاسی مینامیر آشنا بودم و دوست داشتم که آن‌ها کار عکاسی عروسی ایم را انجام بدهند، برای همین وقتی چند روز قبل از شب یلدا دیدم که یک پکیج تخفیفی به مناسبت شب یلدا دارند زود برای قرارداد بستن اقدام کردم. پکیج استودیو مینامیر برای ما هشت میلیون تومان شد. البته فرمالیته عروسی نداشتیم و از کارشان تقریباَ راضی بودیم.


آرایش روز عروسی‌ات چطور بود؟
من برای روز عروسی پیش همان آرایشگری رفتم که برای نامزدی رفته بودم،آرایشگاه وسمه در یوسف آباد. البته قبل از روز عروسی یک جلسه رفتم و با آرایشگرم راجع به مدل مو و رنگ مو و آرایش دلخواهم صحبت کردیم و یک سری من را آرایش کرد تا روز عروسی کاملاَ آماده باشم. البته چون از قبل آشنا بودیم هزینه اضافی برای این جلسه امتحانی از من نگرفتند. یکی از نکاتی که باید عروس ها دقت کنند این است که بهتر است پیج اینستاگرام یا تلگرام آرایشگر دلخواهشان را حتماَ داشته باشند تا اگر تخفیف یا ایونت بازدید عروسی بود از آن خبردار باشند. من از آرایش و مدل موهام روز عروسی‌ام خیلی راضی بودم و به نظرم آرایش و میکاپ عروس یکی از مهم‌ترین چیزهای عروسی است، حتی مهم‌تر از لباس عروس!


لباس عروس‌تان را از کجا گرفتید؟
از مزون اقبال، قبل از اینکه به خرید لباس عروس بروم تصمیم داشتم مدل لباس راسته و ساده بگیرم، اما وقتی وارد مزون شدم احساساتی شدم و بعد از پرو چند دست لباس یک لباس عروس پف دار انتخاب کردم. از انتخاب لباسم خیلی راضی بودم و البته حواسم به این موضوع هم بود که پف لباسم آنقدر زیاد نباشد که نتوانم در آن برقصم.


حلقه ازدواج‌تان را از کجا گرفتید؟
حلقه ازدواج‌مان را از یکی از طلافروشی های بازار گرفتیم ، یک مدل ساده انتخاب کردیم و حلقه‌ی من و همسرم روی هم پنج میلیون تومان شد.


کارت عروسی چطور؟
کارت عروسی برای من و همسرم اصلا مهم نبود، رفتیم بهارستان و یک مدل ساده انتخاب کردیم که کم‌ترین هزینه را داشته باشد.


چه چیزی به عنوان گیفت عروسی به مهمان‌ها دادید؟

ما به مهمان‌هایمان گیفت ندادیم و به نظر من اگر کسی می‌خواهد در هزینه‌های عروسی ‌اش صرفه‌جویی بکند باید یکسری چیزها مثل گیفت را حذف کند، من حتی کفش عروسی هم نخریدم و روز عروسی کفش نامزدی‌م که خیلی راحت بود را پوشیدم.


قسمتی از عروسی بود که خودت درست کرده باشی؟
دوست داشتم خودم گیفت درست کنم و به مهمان ها بدهم اما وقت نشد، ولی برای روز عروسی یک ظرف شیشه ای در دار را تزیین کردم و در کنارش کاغدرنگی و خودکار گذاشتم و از مهمان‌ها خواستم که برایمان چند خط بنویسند. برای پشت ماشین عروسمان هم با مقوا و کاموا یک علامت جاست مرید درست کردم.


بهترین قسمت عروسی چه بود؟
کلاَ روز عروسی به من خیلی خوش گذشت، یکی از قسمت‌های مورد علاقه ام رقص چاقویی بود که خواهرم برایم تمرین کرده بود که با چند نفر از دخترهای فامیل من را سورپرایز کردند.

خاطره‌ی بدی از روز عروسی داری؟
متاسفانه بعد از اینکه که مهمان‌ها سر سفره‌ی عقد کادو دادند کادو‌ی دو نفر از دوستانم گم شد و خیلی ناراحت شدم،به خاطر همین به همه‌ی عروس و دامادها توصیه می‌کنم یک نفر که به او اطمینان دارند را مسئول جمع آوری کنند یا بعد از عقد همه کادوها را در ماشین عروس یا ماشین مادر و پدرشان بگذارند.

حرف آخری داری برای عروس‌های ما در آینه شمعدون؟
حرف آخر اینکه سعی کنید نگرانی‌های روز عروسی رادور بریزید وفقط لذت ببرید!

امیدواریم خواندن تجربه عروسی سارا و وحید به شما کمک کرده باشد، اگر دوست دارید شما هم تجربه عروسی‌تان را برای بقیه به اشتراک بگذارید، در قسمت نظرات سایت یا در اینستاگرام آینه شمعدون به ما پیام دهید تا با شما تماس بگیریم.

هرچیزی که باید در مورد "لباس عروس" بدانید!

مشاهده مطالب

نظرات کاربران

درباره این مطلب دیدگاهی بنویسید...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *